نمازگزاری که تلاش می‌کند در بین اهل غفلت نمازش را حفظ کند مسلماً توفیق الهی بیشتری را کسب می‌کند چرا که همیشه جایزه برای کسانی است که خلاف جهت آب شنا می‌کنند.




نباید بگذاریم که عبادتمان تبدیل به عادت شود چرا که عبادت از سر عادت به تدریج آثارش کم می‌شود و از بین می‌رود.

برای پیشگیری از عادت و گرفتار نیامدن در وضعیت روزمره گی و تکرار زدگی، باید نگاهمان را نسبت به عبادات، تغییر دهیم، نگاه مان را از حالت احساس به اندیشه، از اندیشه به اعتقاد قلبی و از اعتقاد قلبی به عشق و اشتیاق، تکامل بخشیم.

به عبارتی رابطه مان را با عبادات، از وضعیت و نسبت تصادف، تکلیف، اجبار و مسئولیت، عبور داده و به یک نیاز و ضرورت تردید ناپذیر در لحظه لحظه زندگی مان تبدیل و ارتقاء بخشیم.

درک لایه های حقیقی عبادات

عبادت و بندگی یک حقیقت و کنهی دارد که ما این لایه زیرین و حقیقت را نمی بینیم. به قولی عادت شده است. بعضی ها روی عادت چهار رکعت نماز را می خوانند و دو رکعت هم می خوانند و روی تایم متوجه می شوند، نماز تمام شده است. آقایی می گفتند: من راننده ماشین های سنگین هستم. به رکعت اول که می ایستم دنده اول هستم و وقتی به رکعت چهارم می رسم، دنده ی چهار هستم و نمازم را سلام می دهم. مردم هم می گویند: هرچه گم کرده ایم، در نماز پیدا می کنیم. گاهی توجه به الفاظ و مسائل نیست.

همین روزه ماه رمضان، خدا می خواسته مردم را اذیت کند؟ هفده هجده ساعت گرسنگی در تابستان و از آن خواب صبح بلند شدن چه هدفی داشته است؟ یا خود حج واقعا انسان با چه مشکلاتی در منا و عرفات و مشعر باید بسر ببرد یا طواف که باید با چه زحمت در لابلای فشارها بروی و انجام بدهی، آیا همه دقت ها باید در صفا و مروه انجام شود؟

آیا این ها همه اش ظاهر است و یا کنه و باطنی دارد؟ شما وقتی قرآن را می خوانید، ظاهری دارد. ظاهر آیه ای می گوید: اگر آبهای زمین فرو برود، چه کسی برای شما آب می آورد؟ ظاهر آیه آب است ولی باطن آن امام و حجت است. اگر حجت خدا غایب بشود، چه کسی می تواند او را برای شما ظاهر کند؟ در بحث عبادت هم همینطور است.

ای کاش عده‌ای از حزب‌الهی‌های ما فوتبالیست‌های خوبی بودند و می‌توانستند در کنار جذابیت فوتبال، واجبات و مسلمات دین را در چنین میدان‌های شلوغی برای مردم به نمایش می‌گذاشتند

این نماز و روزه و اعمال حقیقت و کنهی دارد و غالباً مردم از این حقیقت غافل هستند. اگر به آن حقیقت برسید، لذتش را احساس می کنیم و دیگر عبادات را از سر عادت انجام نمی دهیم.

بدون شک، با این معرفت و یقین قلبی، خود بخود تصور تکرار پذیری و عادت منتفی می شود.

البته ناگفته نماند؛ انسان برای رسیدن به این مراحل، در همه لحظات آن به اکسیر توفیق و عنایت و هدایت الهی محتاج است.

 

شنا در خلاف جهت آب

نمازگزاری که تلاش می‌کند در بین اهل غفلت نمازش را حفظ کند مسلماً توفیق الهی بیشتری را کسب می‌کند چرا که همیشه جایزه برای کسانی است که خلاف جهت آب شنا می‌کنند.

اگر می‌خواهید نماز، سبک زندگی شما و جامعه را عوض کند باید بروید پایگاهتان را در قلب مراکز فساد و فحشا، قمارخانه‌ها و مشروب‌فروشی‌ها دایر کنید و نباید هرجا که گناه دیدید فرار کنید، این در شأن آدم‌های حزب‌الهی و مسلمان نیست (البته این نکته را هم فراموش نکنیم که برای این کار مقدماتی را باید در وجود خود ایجاد کنیم.

به این معنا که این طور نباشد که برای این کار خودمان رنگ عوض کنیم و به جای آنکه دیگران را به پایگاه خود بکشانیم، آنها ما را جذب خود کنند).

انسان برای رسیدن به این مراحل، در همه لحظات آن به اکسیر توفیق و عنایت و هدایت الهی محتاج است.

نمازگزاری که تلاش می‌کند در بین اهل غفلت نمازش را حفظ کند مسلماً توفیق الهی بیشتری را کسب می‌کند چرا که همیشه جایزه برای کسانی است که خلاف جهت آب شنا می‌کنند.

 چه اشکال دارد بعضی اوقات دو سه نفری نمازمان را به جماعت در پارک‌ها و مکان‌های عمومی اقامه کنیم.

 

از دست مردم فرار نکنیم و نگوییم مزاحمند

اگر مردم به شما نیازی دارند، از دست مردم در نروید و نگویید مزاحمند، چرا که واژه «مزاحم نیستید، مراحم هستید» به این دلیل در فرهنگ ما جا افتاده است که مردم رحمت خدا هستند.

ما انسان‌ها همواره در حال امتحان هستیم و از صبح تا شب که از خانه بیرون می‌آییم سر دو راهی‌های مختلفی قرار می‌گیریم و اگر ما را به حال خود واگذارند، دچار مشکل می‌شویم.

دنیا و هر عملی در این دنیا فردای قیامت حساب می‌شود و باید توجه به کارهای خود داشته باشیم.





برچسب ها : هر جا گناه دیدید فرار نکنید ,